اخبار آيورودا
آموزشنامه آيورودا
محصولات آيورودا
پرسش و پاسخ شما
سايتهاي پزشكي كل نگر
گرفتن فايل Download
ارتباط با ما

AyurVeda4iran

ديدن بخش اطلاعات: اخبار آيورودا

برگشت به ليست اصلي  

عنوان طب کهن شرق
متن طب شرقي با قدمت چندهزارساله خود بر خلاف طب نوپاي غربي( پزشکي رايج )انسان را مجموعه اي کامل و واحد متشکل از روح، ذهن،احساس و جسم مي داند که با محيط خود در ارتباط است و هر گونه تغيير شرايط محيط مي تواند بر سلامت اين مجموعه اثر بگذارد. طب شرقي با ديدگاه کل نگري خود معتقد است که انسان بايد به عنوان يک پيکره واحد درمان شود و بر خلاف ديدگاههاي جزءنگري و ماشين گرايي دکارت و نيوتن(که وارد طب غربي شده و اساس آنرا تشکيل مي دهد)انسان را همچون ماشيني نمي داند که تنها رفع بيماري با ترميم و تجويز دارو براي آن جزء بخصوص صورت پذيرد. زيرا عوامل داخلي و خارجي زيادي مي تواند وجود داشته باشد تا بر کارکرد يک جزء از بدن اثر گذارده و آنرا بيمارکند. بنابراين تجويز دارو يا ترميم آن جزء و يا حتي تعويض آن نمي تواند درمان باشد زيرا عوامل بيماري همچنان موجودند و مي توانند دوباره عارضه آن جزء را بوجود آورند. اين نگرش کل بيني در تمام شاخه هاي طب شرقي (پزشکي سنتي ايراني،پزشکي آيوروداي هندي،طب سوزني چيني و...) به طور مشابه وجود دارد.

در پزشکي سنتي ايران هدف يک حکيم ، شفاي بيمار در کليت بود به طوري که بيمار به گذشته عادي و شادش باز گردد.در نتيجه شفاي بيمار در حين درمان جسمي اش (که تجويز دارو بر اساس مزاجش بود)در گرو تغييرات بنيادي و اساسي در ديدگاهش به زندگي،ارتباطش با محيط زندگي و...بود. در غير اين صورت درمان بيمار تنها جنبه تسکيني پيدا مي کرد و پس از مدتي دوباره عوارض بيماري باز مي گشت.

همچون افسردگي ، برخي از بيماريهاي جسمي که مستقيما به روان،احساس،شرايط محيطي مربوط ميشوند(مانند زخم معده،سياتيک،مشکلات تيروئيدي و...)را نمي توان تنها با دارو درمان کرد.

نودوهشت درصد از اتمهاي بدنمان ، در سال پيش وجود نداشتند.استخوانبندي بدن ،هر سه ماه يکباربه کلي عوض مي شود. . پوست بدن هر ماه تازه مي شود و هر چهار روز يکبار لايه جديدي در معده به وجود مي آيد و سلولهاي موجود در سطح داخلي آن که با غذا تماس دارند هر چند دقيقه عوض مي شوند.اين نشان مي دهد که زخم معده صرفا يک بيماري جسمي نيست زيرا پس از چند روز که سلولهاي آسيب ديده زخم تعويض مي شوند، دوباره در آن نقطه سلولهاي ناقص و آسيب ديده توليد مي شود.

از آنجا که حکما بيمار را در کليت درمان مي کردند به علت عوارض اهميت زيادي مي دادند و براي از بين بردن اين علتها از هر مکانيزمي(تجويز دارو، بررسي محيط زندگي بيمار،نگرش بيمار به خود و زندگيش و...)استفاده مي کردند.آنها براي ايجاد شرايط مناسب جهت حفظ تعادل ذهني بيمار،از:

باورهاي ملي و فرهنگي(جشنهاي ملي جهت تقويت روحيه،انجام ندادن برخي از کارهادر روزهاي بخصوص و بر عکس خوش يمن بودن بعضي از کارها در مواقع خاص جهت تنظيم روحيه فردو انحراف ذهن بيمار از عامل بيماريزا، شاهنامه خواني، مثنوي خواني،حافظ خواني..)

اعتقادات مذهبي بيمار ( نظير دعا و ذکر جهت تقويت روحيه و اميد به شفا ، تخليه روحي از طريق گريه در مراسم سوگواري...)

موسيقي هاي محلي(جهت آرامش خاطر شخص و نگرش زيبابيني او به محيطش)

طبيعت(استفاده از هواي کوهستاني،جنگلي، ساحلي،جهت تجديد روحيه شخص و دور بودن ازمحيطي که عامل بيماري بوده است)نيز استفاده مي کردند.

حکما در گذشته داروهاي خود را هرروز به طور طبيعي و به دست خود از محيط اطرافشان تهيه مي نمودند.نسخه هاي پيچيده شده توسط اين حکما اثرات شايان توجهي در بر داشت، در صورتي که مصرف اين داروها امروزه انتظارات ما را برآورده نمي کند.زِيرا با توجه به زندگي شهري و دوربودن از محيط هاي طبيعي،دسترسي به گياهان تازه امکانپذير نيست و گياهان استفاده شده در عطاري ها که ممکن است چند سال در اين مغازه ها مانده باشند،بدون ميدان حياتي و فاقد ارزش واقعيند.

طب سنتي ايراني طي قرنها تجربه انسانها را در چهار مزاج اصلي تقسيم بندي مي کرد:

سوداوي، بلغمي، صفراوي و دموي.

از نظر حکيم تنها قلب،ريه،معده و يا درد ساير اندام ملاک تجويز دارو نبود بلکه در صدد مداواي شخص بر اساس مزاجش بر مي آمد.آنها با توجه به عارضه هاي جسمي شخص و مزاج او که معرف روحيات،احساسات خلق و خو و در نهايت کليت او بود دارويي تجويز مي نمودند که با مزاج بيمار سازگاري و همخواني داشته باشد.نکته بسيار جالبي که در طب سنتي ايران وجود داشته است(و هوميوپاتي بعدها از آن با عنوان اصل تشابه در درمان استفاده کرده است) يافتن علت بيماري و برطرف کردن آن توسط نظيرش بوده است.براي مثال اگر شخصي دچار يرقان(زردي)ناشي از ترس ناگهاني مي شد،هيچگاه به خود يرقان دارو داده نمي شد.بلکه حکيم در تلاش بر مي آمد تا با ترساندن نابهنگام بيمار او را از شر يرقان برهاند! يعني درمان يک عارضه توسط نظيرش.(لازم به ذکر است که اين روش براي درمان يرقان ناشي از گرفتگي کيسه صفرا به کار نمي رفت.)اين اصل تشابه در درمان در شاخه هاي ديگر طب شرقي نيز پذيرفته و مورد استفاده قرار مي گرفته است.به طوري که پزشکان چيني مي دانستند که پوسته هاي کوچک زخم قربانيان آبله،وقتي در محل خراشهاي کوچک ايجادشده روي بازوان افراد قرار گيرد آنها را نسبت به اين بيماري حفظ مي نمايد.

چيني هاي با عقايد خاص خود بنيانگذار طبي با عنوان طب سوزني شدند که امروزه شهرت زيادي در سراسر جهان دارد. بر طبق اصول طب سوزني بدن در پيله اي از انرژي محصور است و اين انرژي سيال در پويايي دائم است.

جريان اين انرژي در داخل بدن از مراکز و کانالهايي صورت مي گيرد که طي هزاران سال کار تجربي يک به يک مشخص شده اند.برخي از اين مراکز آنقدر به سطح بدن نزديک مي شوند که مي توان به آنها دسترسي پيدا کرد.پزشکان چيني معتقدند که توازن بين بدن و اين انرژي سيال هنگامي بر هم مي خورد و شخص بيمار مي شود که تعادل بين دو قطب متضاد و در عين حال مکمل يين و يانگ(yin-yang)از بين برود.براي رفع بيماري شخص مي توان مراکز انرژي که به سطح نزديک مي شوند را با حرکتهاي بخصوص انگشتان دست(طب فشاري)و يا با فرو کردن سوزنهاي بخصوص تحت تاثير قرار داد و تعادل را به بدن برگرداند.

بهترين تجربه براي بدبينان نسبت به اين طب،اثر بي حس کنندگي آن است.براي اين منظور گروهي از خبرنگاران وفيلمبرداران غربي جهت ضبط اين تصاوير به پکن دعوت شدند.

نويل ماکسول گزارشي از يک جراحي ريه بيمار مسلول تهيه کرد که در آن بيمار بدون هيچ گونه داروي بي هوشي تنها با يک سوزن فولادي نازک در ساعد راستش تحت عمل جراحي قرار گرفت.اين در وضعيتي بود که فرد مورد جراحي در حين عمل ريه با تماشاچيان صحبت مي کرد و چاي مي نوشيد.پس از عمل جراحي و بخيه سينه شخص سوزن را بيرون کشيدندو او به کمک يک پرستار توانست لباسش را بر تن کند وکوچکترين نشاني هم از درد نبود. ظاهرا چيني ها پس از هزاران سال به طور تجربي مراکزي را جهت توليد مسکنهاي داخلي يافته اند که با تحريک آن نقاط مسکن هاي داخلي به وفور توليد مي شوند و بيمار هيچ دردي را حس نمي کند.در سال 1945 ميلادي جراحي به نام" ميخائيل گايکين" سعي کرد بين مراکز عصبي در بدن و يا سرخرگهاي خوني، با هاله تابان بدن رابطه اي پيدا کند.اما پس از تحقيقات زياد او نتوانست هيچ رابطه بين مراکز عصبي يا سرخرگها با هاله پر انرژي بدن بيابد. از آنجا که او با طب سوزني آشنايي مختصري داشت، يک نمونه از کارت طب سوزني استاندارد را براي سيمون کرليان فرستاد که روي آن هفت صد تقطه مهم مرکز انرژي روي پوست بدن مشخص شده بود.اين کارت دقيقا مطابق کارتهايي از مراکز انرژي بود که توسط کرليان به تازگي تهيه شده بود.اين جنبش منجر به ساخت دستگاه الکترونيکي شد که اين نقاط را با علائمي به قطر يک دهم ميليمتر مشخص کند.اين دستگاه که اکنون "توبيسکوپ" ناميده مي شودکار پزشکان نوآموز طب سوزني را در تشخيص مراکز انرژي بسيار آسان مي کند.اين دستگاه در نمايشگاه 1967 ميلادي مونر آل روسها با افتخار تمام به نمايش گذاشته شد.

پزشکي آيورودا (Ayur-veda) با قدمتي ديرينه در هند نيز از ديگر شاخه هاي طب شرقي مي باشد.در اين پزشکي کل نگر نيز مانند طب سنتي ايراني با توجه به شخصيت کلي بيمار دارو تجويز مي شود.درآيورودا نيز سه مزاج اصلي "پيتا"،"واتا"،"کافا" وجود دارد که از ترکيب آنها نيز چند مزاج فرعي ايجاد مي شوند.در اين نوع پزشکي نيز ممکن است داروي دو بيمار مبتلا به آسم (با علائم عمومي مشترک ريوي)متفاوت باشد،زِيرا که به بيمار بايد در کل و بر اساس مزاجش دارو داده شود.آيورودا نيز همچون ديگر شاخه هاي طب شرقي به اصل تشابه در درمان معتقد است.يک پزشک آيورودا علاوه بر تجويز داروهاي گياهي و معدني که به طور طبيعي تهيه شده اند از رژيمهاي غذايي بخصوص،موسيقي ورقص،عطريات خوشبوي درماني(آرُِِِِِماتراپي)و يوگا نيز استفاده مي کند.خوشبختانه آيورودا و طب سوزني نزد خود هندي ها و چيني ها قابل احترام است و در آسيا گسترش قابل ملاحظه اي دارد و به مرور در اروپا و آمريکا نيز طرفداران رو به فزوني پيدا کرده است.طب هاي نامبرده مبتني بر کل نگري ، امروزه در ديدگاههاي علوم غربي نيز تاثيرگذار بوده است.



تاريخ
3/10/1384
منبع ل . كرماني نژاد
تصوير

 

Copyright (C) 2004 AyurVeda 4 iran . All Rights Reserved.
Ayurveda4iran@yahoo.com

Best View at : 1024 x 768 Resolution

www.Hozour.com     info@hozour.com